فقر و نابرابری واقعیتی است اجتماعی؛ واقعیتی که در تمام طول دوران بشریت در بین اقشار مختلف جوامع انسانی با شدت و ضعف های متفاوت وجود داشته است. به طور کلی فقر، به معنای کمبود و یا عدم وجود خصوصیتی است در برابر وجود و فراوانی آن ( به شرطی که آن خصوصیت جزئی از ضروریات زندگی هر انسانی باشد، و به عبارتی دیگر حق هر انسانی باشد که از بخش معینی از مزایایی که حاصل یک خصوصیت است بهره مند گردد ). فقر دارای ابعاد گسترده ای چون فقر اقتصادی یا مالی، فقر قدرت، فقر فرهنگی، فقر سیاسی، فقر اطلاعاتی، فقر غذایی(سوء تغذیه)، فقر علمی، فقر مدیریتی، فقر عاطفی، فقر روانی و …  است که همه این ابعاد به نوعی با یکدیگر، ارتباط داشته و از یکدیگر نشأت گرفته و یکدیگر را تشدید می کنند. از آنجایی که همه ابعاد فقر به نوعی ریشه در قدرت و ثروت دارد، شاخص ترین بعد فقر که بسیار نیز بدان پرداخته شده فقر مالی و اقتصادی است.

فقر اقتصادی به معناي نداشتن ضروريات مادي زندگي است و از این نظر فقير كسي است كه درآمدش خيلي پائين تر از درآمد سرانه جامعه اي باشد كه درآن زندگي مي كند. جامعه شناسانی همچون “جین لبن” و “ماکس وبر” معتقدند که براي شناختن فقرا مي توان سه متغير زير را معيار قرار داد :

۱- منزلت اجتماعي ۲- توان و نفوذ اجتماعي ۳- ميزان درآمد فرد.

پديده فقر، خسارات و عوارض روحي، رواني، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي فراوانی بر روي مردم و جايگاه یک حكومت در نظام جهاني بر جا مي گذارد كه عموماً، اين خسارت ها غير قابل جبران است. به اعتقاد جامعه شناسان فقر از مهمترين عوامل براى کاهش امنيّت اجتماعى، بروز تنش هاى اجتماعی و ملی، تجزیه ملت ها و نابودى اخلاق، ادب، فرهنگ، دين و اعتقاد  و شيوع بى‏بند و بارى در اجتماع می باشد. فقر به کرامت انساني ضربه زده و موجب پریشانی و افسردگی و انزوای اجتماعی افراد جامعه می شود. بار منفی فقر تا آنجاست که امیر مومنان علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید:

” فقر ، مرگ بزرگ است . “

پیدایش فقر در جامعه دارای علل و عوامل متعددی است که مهمترین آنها را می توان شرايط اجتماعي، سياسي و فرهنگي حاکم بر جامعه دانست. مجموعه این شرایط نقش متقابل بین حکومت و مردم را تعیین می کند. اینکه حکومت چقدر در رشد و توسعه اقتصادی و توزیع متوازن ثروت و درآمد ملی موفق عمل کند و مردم چگونه نقش خود را در تعیین سرنوشت خویش بازی کنند و اینکه ثروتمندان جامعه چقدر به انواع دردهای اجتماعی آگاه باشند و فقرا چقدر به نقش خود در جهت سازندگی اهمیت دهند در ایجاد پدیده فقر و یا کاهش آن مؤثر است.

از نماد های بارز فقر اقتصادی رشد و گسترش محلات غیر رسمی در حاشیه شهرهاست. سکونت فقرا در این محلات به محرومیت بیشتر و عدم دسترسی آنان به فرصتهای کسب و انباشت سرمایه فرهنگی، انسانی و اقتصادی می انجامد. تقریباً در حاشیه بسیاری از شهرهای ایران و کشورهای مختلف جهان مناطق حاشیه ای وجود دارد که جمعیت آنرا فقرا و بخصوص افراد با فقر شدید تشکیل می دهند. تعداد این مناطق در هر شهر می تواند معیاری مشخص از میزان فقر در جامعه شهری و روستاهای اطراف آن شهر باشد.

لرستان با وجود آنکه استانی ثروتمند و غنی در منابع انسانی و طبیعی می باشد با سطح نسبتاً بالایی از فقر روبه رو است و یکی از فقیرترین استانهای کشور از لحاظ درآمد سرانه بحساب می آید که نتوانسته است همگام با سایر استانهای کشور رشد و توسعه یابد. به نظر می رسد وضعیت کنونی لرستان عمدتاً محصول عدم سرمایه گذاری و اختصاص اعتبارات همتراز با سایر استانهای کشور باشد، بگونه ای که این استان نتوانسته است از خزانه ملی و درآمد نفت همانند استانهای توسعه یافته کشور استفاده کند و این نیز به نوبه خود دارای علل و عوامل متعددی از جمله، عدم حضور مؤثر لرستانی ها در مدیریت کلان کشوری، سوء مدیریت درون استانی و نبود مجمع نمایندگانی همگرا در چند دهه اخیر بوده است. هر چند که نباید نقش منفی خرده فرهنگهایی چون طایفه گرایی، تنبلی، بی تفاوتی نسبت به آینده را در بوجود آمدن وضعیت فعلی لرستان نادیده گرفت.

نمود بارز گسترش فقر در لرستان را می توان از یک طرف افزایش تعداد افراد تحت پوشش نهادهای حمایتی از جمله کمیته امداد امام(ره)، سازمان بهزیستی و انجمن های خیریه استان و از طرف دیگر  افزایش تعداد معتادان و خود کشی ها بخصوص در میان قشر جوان دانست.

هم چنین افزایش سریع جمعیت در روستاها در چند دهه اخیر و تقسیم اراضی کشاورزی به قطعات کوچک، سنتی بودن بخش کشاورزی و دامپروری به دلیل عدم سرمایه گذاری در این بخش و … موجب بی رغبتی و عدم تمایل جوانان تحصیل کرده روستاها به سکونت در روستاه و مهاجرت آنان به شهرهای استان شده و تولید محصولات کشاورزی و دامی را با کاهش مواجه نموده است.

از طرف دیگر در شهرهای استان، نبود درآمد کافی و افزایش بی رویه ارزش املاک و ساختمان و اجاره بهاء مسکن موجب رانده شدن افراد کم درآمد و بی درآمد به حاشیه شهرها و بخصوص حاشیه شهر خرم آباد بعنوان مرکز استان شده، بگونه ای که هم اکنون دور تا دور شهر خرم آباد را مناطق فقیر نشین بعضاً با فقر شدید همچون کوی علی آباد، دره کورش، کرگانه، پشته حسین آباد و پشته سید شیران، گل سفید، جمشیدآبادو پاسنگر واقع در پشت بازار، فلک الدین، پاتپه دره گرم، پاچنار، پاتپه ماسور، ده محسن و سراب یاس تشکیل داده و جامعه شهری خرم آباد را با چالش های جدی مواجه نموده است. بگونه ای که تعداد فقرای با فقر شدید در شهر خرم آباد هر روز در حال افزایش است و نهادهای حمایتی دولتی و خیریه ها مردمی علیرغم تلاش فراوان و قابل تقدیر قادر به پوشش کامل و خدمات رسانی به کلیه واجدان شرایط نیستند.

در شهر خرم آباد تعداد افرادی که امکان دستری به معیارها ی پنجگانه جهانی خط فقر(سلامت، آموزش، اشتغال، توانمندسازی و غذا) را ندارند کم نیستند زیرا حداقل دو معیار اشتغال و توانمند سازی برای اکثریت جمعیت جوان آن قابل دسترس نیست. اما آنچه دردناکتر است و جامعه شهری مرکز استان را به سوی بحرانی جدی سوق می دهد افزایش سریع افراد بی درآمد و گسترش فقر شدید در مناطق حاشیه ای آن است. نمود دیگر فقر در جامعه شهری لرستان درآمد پایین شاغلین در بخش های دولتی و غیر دولتی و نبود شغل دوم(شغل آزاد) برای آنان است، به گونه ای که بسیاری از این افراد قادر به تامین حداقل های ممکن عنوان شده در معیارهای پنجگانه خط فقر برای خود و اعضاء خانواده نیستند.

به نظر می رسد علاوه بر سیاستگذاری های کلان کشوری در زمینه رشد و توسعه همه جانبه کشور، لرستان نیاز به اقدامی اورژانسی داشته باشد. در این خصوص به نظر می رسد که کارامدترین برنامه جهت رفع فقر در لرستان، ارائه طرح های مناسب در مجلس توسط نمایندگان لرستانی و تصویب آن با همراه نمودن نمایندگان مناطق توسعه نیافته، توانمندسازی جمعیت جوان و زنان بخصوص فقرا و اقشار کم درآمد و بی درآمد، گسترش حمايت هاي اجتماعي (تأمين اجتماعي، بيمه بيكاري)، ایجاد فرصت هایی برابر با سایر استانهای کشور برای کسب آموزش(سهمیه مناسب برای ورود جوانان لرستانی به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی دولتی) و دسترسی به سرمایه های مالی و فیزیکی از طریق پیاده شدن طرحهای ملی و استانی و طرحهای زود بازده از خزانه ملی و توجه به توسعه مناطق روستايي لرستان باشد. در این میان با توجه به بافت جمعیتی، ایجاد شرایط مناسب جهت فعالسازی و ارتقاء کیفیت بخش کشاورزی و دامداری می تواند از اولویت برخوردار باشد زیرا سرمایه گذاری در این بخش، اشتغالزایی بیشتر و سریعتری به دنبال خواهد داشت. لازم است دولت های حال و آینده چتر حمایتی ویژه ای را بر روی لرستان محروم بگسترانند و اعتباراتی را که به دلایل مختلف به لرستان اختصاص نیافته و یا بعلت سوء مدیریت به درستی هزینه نشده است، جبران نمایند. از طرف دیگر لرستانی ها نیز باید آیه شریفه ذیل را سرلوحه خویش قرار دهند که می فرماید

اِنَّ بِقَومٍ اِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَومٍ حَتَی یُغَیِّرُوا مَا بِأ َ نفُسِهِم

قرآن مجید سوره الرعد آیه ۱۱

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند   

ترجمه آیت الله مکارم شیرازی

تمام لرستانیها باید بدانند که مبارزه با فقر و نابرابری در یک جامعه راهی است که همه اعضای آن جامعه در حد و توان خود باید بپیمایند. باید این فرهنگ در بین همه اقشار جامعه لرستان، بخصوص مدیران و محدود اقشار پر درآمد آن حاکم شود که منافع شخصی هرچند شیرین و سهل الوصول باشند ولی از منفعت های عمومی ناپایدار ترند، پس باید در جهت رسیدن به سودهای همگانی دست در دست یکدیگر داده و نقش خود را پر رنگ تر نمائیم. نخبگان لرستانی از دانشگاهیان گرفته تا فعالان عرصه سیاست باید هوشمندانه عمل نموده و دست از محافظه کاری های بی مورد بردارند و حول محور رفع فقر و بیکاری همگرا شوند، آنان باید مردم را به حقوق و وظایف خود آگاه سازند و نقش سازنده و مؤثرشان را در تعیین سرنوشت خویش همواره به آنان گوشزد کنند. نخبگان لرستانی در شرایط کنونی و با نزدیک شدن به انتخابات دور دهم مجلس شورای اسلامی باید جامعه لرستان را به سمت کاندیداهایی هدایت کنند که تجربه و برنامه هایی جدی و شفاف برای ایجاد اشتغال و کاهش فقر در لرستان داشته باشند. نخبگان سیاسی جامعه ی ما لازم است همگرا شوند و معیار حمایت خود از کاندیداها را برنامه، تجربه، تعهد و تخصص آنها قرار دهند. رویه تکراری و شکست خورده گذشته  که عموماً مبتنی بر منافع گروهی و دیدگاه عنکبوتی بوده، کمر لرستان را خم نموده و لازم است همه اقشار جامعه لرستان منافع خویش را در امتداد منافع مردم و رفع فقر و بیکاری تعریف کنند تا شاهد رشد و توسعه لرستان در آینده ای نزدیک باشیم و استانی برازنده نام جمهوری اسلامی ایران بسازیم. انشاءالله