رشد و توسعه کشور بزرگ و متمدن ایران همواره یکی از دغدغه های مردم و حاکمان آن بوده است، اگر در این مورد خود را به تاریخ معاصر محدود کنیم، در خواهیم یافت که در قبل انقلاب بزرگ ۵۷ به هر دلیل از جمله موقعیت جغرافیایی سوق الجیشی، کارهای زیربنایی مناسبی در لرستان انجام شده است، که جاده شمال – جنوب، راه آهن شمال – جنوب، کارخانه پارسیلون به عنوان بزرگترین کارخانه نساجی خاور میانه، مجتمع بزرگ کشت و صنعت و کارخانه چرم و پوست خرم آباد از نشانه های زمینه سازی برای توسعه ایی پایدار در این سرزمین ایلیاتی و عشایری بوده است. توجه به الگوها و مبلمان شهری و شهر نشینی در خرم آباد به گونه ای بود که در آن زمان شهر کوچک خرم آباد دو بار بعنوان زیباترین شهر ایران انتخاب می گردد. قبل از انقلاب، استاندار، فرماندار، شهردار، رییس آموزش و پرورش و سایر مدیران در لرستان از باسوادترین افراد جامعه انتخاب شده بودند و در زمانی که داشتن مدرک دیپلم، افتخاری بزرگ برای مردمان لرستان بود، بعضی از مدیران لرستان دارای مدرک دکتری بوده اند.

با شروع انقلاب به رهبری معمار کبیر آن حضرت امام خمینی(ره) همانند سایر نقاط کشور، انقلابیون لرستان نیز با امام و نهضت او همراه شده و همانند بقیه انقلابیون، تبعید، زندانی و یا شهید می شوند. از میان این انقلابیون، بزرگانی که از همه بیشتر در حوزه سیاسی و تصمیم گیری انقلاب نفوذ می یابند، مرحوم فقید آیت الله روح الله کمالوند، مرحوم فقید آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی، مرحوم فقید آیت الله مهدی قاضی، مرحوم فقید حجت الاسلام والمسلمین محمد صالح طاهری خرم آبادی، شهیدان بزرگوار سید نورالدین و سید فخرالدین رحیمی، حجت الاسلام والمسلمین عباسی فرد و حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی که تا ریاست قوه مقننه هم پیش می رود و خود را تا رده کاندیداتوری برای ریاست جمهوری در سالهای ۸۴ و ۸۸ معرفی و جمع کثیری از سیاسیون کشور را با خود همراه می سازد. بدون تعارف و تعصب خاص و به هر دلیلی که در اینجا مجال گفتن آن نیست، حضور بزرگان انقلابی لرستان در ارکان ابتدایی قدرت هیچ نتیجه شاخصی مانند آنچه برای استان های کرمان، اصفهان، قزوین، اراک، یزد ، سمنان، تبریز، خراسان و… داشت، برای لرستان به ارمغان نیاورد. اما با شروع جنگ تحمیلی لرستانی ها همانند همیشه تاریخ سرباز جان برکف ایران و انقلاب اسلامی می شوند و لرستان در منطقه ی جغرافیایی جنگ قرار می گیرد، موشک های دوربرد ارتش بعثی عراق بر شهرهای استان فرود می آید و لرستانی ها میزبان آوارگان جنگ تحمیلی می شوند. ۸ سال ایثار و شهادت، و در این ۸ سال لرستانی ها هر روز در تب و تاب جنگ، مردمانی شجاع که سخترین خط های دشمن بعثی را در هم می کوبند و بیش از ۶۲۰۰ شهید تقدیم انقلاب و اسلام می کنند. مردمانی که آنقدر در دفاع از وطن غرق شده اند که فرصت اندیشیدن به خود و آینده فرزندانشان را ندارند. این در حالی است که کویر نشینان با نفوذ در صدر تصمیم سازی و ارکان قدرت در تلاش اند تا همه چیز، حتی قوانین مجلس را در جهت رشد و توسعه خود طراحی و تصویب کنند. آنها به بهانه ی مناطق جنگی استان هایی مانند لرستان را از چرخه توسعه نادیده می گیرند و دلارهای نفتی را به استان های خود سرازیر می کنند . با پایان جنگ، زیرساخت های لازم برای توسعه صنعتی دراستان های مرکزی آماده و در لرستان نابود می شود. جنگ تمام می شود و لرستانی ها تازه چشم به آرامش بعد از آن باز می کنند، و این زمانی است که لرستان قریب به یک دهه از چرخه ی توجه و توسعه عقب افتاده است، کرسی های تصمیم سازش در مدیریت کلان کشور خالی، بیشتر مدیران داخلی اش پروازی، نیروی انسانی اش فشل و دانش آموزان مستعدش بجا مانده از تحصیل و دانشگاه، پتروشیمی اش بر باد رفته و مردم بیکارش روانه استان های مرکزی جهت عمله گی و بیگاری. دولت ها یکی پس از دیگری می آیند، با گفتمان های سازندگی، توسعه سیاسی و آزادی های مدنی، و عدالت و مهر ورزی، ولی لرستان همواره پا در گل هر روز در گرداب عقب ماندگی بیشتر فرو می رود، لرستانی ها در حالی که نظاره گر افتتاح طرح های بزرگ در سراسر کشور اند، و هر روز از رسانه های جمعی مقام های نخست کنکور، المپیاد، ورزش، فرهنگ، گردشکری، کشاورزی، صنعت، تجارت و… سایر استان ها را می شنوند، و به گرفتاریهای معیشتی، فقر، بیکاری مزمن، خودکشی و اعتیاد روز افزون در جامعه ی اصیل خود می اندیشند.

اما موضوع دیگری که موجب عقب افتادگی لرستان از چرخه نیم بند رشد و توسعه کشور شد،عاملی درونزا و بسیار موثر است که در حلقه نفوذ و تاثیر خود ما لرستانی ها بوده و هست و به عامل بزرگی در عدم توسعه

لرستان تبدیل گردیده و آن چیزی نیست جز دیدگاه و تفکری در بین سیاسیون استان که می توان آن را

” دیدگاه و تفکر عنکبوتی و محفلگرایی”

نامید. دیدگاهی مبتنی بر منافع گروهی و شخصی، دیدگاهی که آرمانگرایی اجتماعی و جمعی در لرستان را به سمت فردگرایی و منفعت گرایی شخصی و گروهی سوق داد و هم اکنون به یک بیماری مهلک برای این دیار تبدیل شده است. بسیاری از انقلابیون سیاسی لرستان بعد از فراغت از جنگ تحمیلی تازه به فکر تلاش برای توسعه لرستان افتادند ولی آنچه که به غایت بد شکل گرفت، سازماندهی نیروهای سیاسی بر اساس سلایق و رفتارهای شخصی و گروهی آنها بود نه بر اساس یک تفکر و رفتار سازمانی و تشکیلاتی منسجم حول محور توسعه ی استان. اکثر سیاسیون لرستان طی یک فرآیند ناخواسته به مقلدین صرف سیاسی در جریان های چپ و راست سنتی تبدیل شدند که در فرآیند تصمیم سازی های سیاسی و مدیریتی کلان کشوری به دلایل پیش گفته تاثیری نداشتند. نگاه قریب به اتفاق آنها به منابع و منافع محدود درون استانی محدود گردید و بنای تقابل های سخت در قالب گرایش های سیاسی چپ و راست، و به دنبال آن اصولگرا و اصلاح طلب نهاده شد. به این ترتیب تفکر و اندیشه خطرناک عنکبوتی و محفلگرایی بر اساس منافع شخصی و گروهی پا به عرصه ی سیاسی و اجتماعی لرستان گذاشت و مرحله ی دوم ایجاد مانع برای توسعه ی لرستان رقم زده شد. تفکر عنکبوتی راه رسیدن و بقاء در قدرت را در چینش مداوم اعضاء و طرفداران خود دید و در حوزه های مدیریتی و نظارتی همه چیز را در یک تفکر محفلی خلاصه نمود. این تفکر ، خردورزی و خلاقیت، شایسته سالاری و تعهد و تخصص را با رفاقت و محفل گرایی و پدرخواندگی جایگزین نمود و اسلام و ولایت، آزادی و انسانیت در تصمصم سازی محفلیون گرفتار و بجای خط کش های واقعی نظام جمهوری اسلامی، خط کش های محفلی مبتنی بر سلایق و علایق افراد را جایگزین کرد. چه بسیار انسان های متفکر و متدین، و متخصصی که با خط کش این تفکر عنکبوتی از خدمت و خردورزی در حوزه مدیریت استان محو و برای همیشه به حاشیه رانده شدند و چه بسیار ظلم هایی که به نام دفاع از نظام در حق انسان های شریف انجام گرفت. تفکر عنکبوتی با تشکیل پرونده های ساختگی آنچنان نیروی انسانی در لرستان را تخریب و زمین گیر کرد که بجای بالندگی و ارتقاء نیروی انسانی به حوزه مدیریت کلان کشوری، اغلب آنها را به فرار از استان وادار نمود. سرمایه های انسانی و سرمایه داران لرستانی مهاجرت را بر ماندن ترجیح دادند و ما ماندیم با مدیرانی محافظه کار، که هنر اغلب آنها گماردن زیردستانی ضعیف تر از خویش شد تا مبادا صندلی ریاستی که به آنها هویت داده بود از زیر پای آنها خارج شود. مدیرانی تحت فرمان محفل ها که تفکر محفلی را بر قانون، و ضوابط ترجیح دادند و بسیاری از آنها به دلیل عدم توانمندی نتوانستند اعتبارات بودجه ای را به درستی جذب کنند و چه بودجه هایی از لرستان که برگشت و حیف و میل نگردید. منیت در تفکر عنکبوتی اساس و محور شد و از درون آن رجل سیاسیت زده ای به نام نماینده و مدیر در مرکز تارهای عنکبوتی تنیده شده ی جدای از هم قرار گرفتند و همه چیز را به محاق عقب ماندگی هدایت کردند. هر چه تارها بزرگتر شدند منیت و خودمحوری عنکبوت ها در آن بزرگتر گردید و خرد جمعی از صحنه سیاسی و اجتماعی لرستان به کما رفت. اکنون که سال ها گذشته است این تفکر آنقدر در درون جامعه و سیستم مدیریتی استان نهادینه شده است که به یک مشکل فرهنگی در جامعه سیاسی و اجتماعی لرستان تبدیل شده و بعنوان یک مطالبه در ناخودآگاه بسیاری از سیاسیون، نمایندگان و مدیران و اطرافیان آنها درآمده است. بیشتر سیاسیون و نامزدهای انتخاباتی با شعارهای رنگین در صحنه انتخاباتی حاضر می شوند ولی آنقدر منیت و خودمحوری با آنها عجین شده است که بعد از انتخاب شدن همه چیز را فراموش کرده به راه خود بر اساس القائیات محفل ها یا سلایق و علایق شخصی خود می روند. فقط شعاری سطحی از شایسته سالاری باقیمانده و توسعه ی لرستان به کلاف سر درگمی تبدیل شده که هر گروهی از آن برای خود تاری می تند تا شاید به نوایی برسد و اگر اندک آرمانگرایان صالحی هنوز در صحنه ی سیاسی و اجتماعی لرستان مانده و فریاد همگرایی بسوی اهداف عمومی و کلان استانی و شهری بر مبنای قانون و منافع عمومی سر می دهند، و یا مدیران و نمایندگانی کمر همت به اجرای قانون یا پیگیری منافع عمومی می بندد به باد انتقاد و نقد بی عرضه گی و ناتوانی گرفته می شوند.

تفکر عنکبوتی و فردگرایی عینک سیاه سیاستزدگی را بر چشم زده و قرار نیست عملکرد مناسب معدود انسان های صالح و کاردان را ببیند یا اجازه دهد که مدیران و نمایندگان شایسته ماندگار باشند تا تدوام تجربیات مثبت آنها به ثمر بنشیند و همانند استان های توسعه یافته کشور، لرستان نیز به رشد بالندگی برسد.

عاملان این دیدگاه آنقدر بد عمل نموده اند که نقش مثبت طایفه ای در فعالیت های اجتماعی و سیاسی لرستان را نیز به نقشی منفی بر اساس منافع گروهی و شخصی در عرصه انتخابات تبدیل کرده و با اینکه زندگی شهرنشینی بسیار گسترش یافته و تحصیل کردنگان دانشگاهی اکثریت جامعه لرستان را تشکیل می دهند ولی هنوز عرق طایفه ای در مواقع انتخابات بسیار پررنگ است و به مشکلی برای روابط اجتماعی و سیاسی بعد از هر دوره انتخابات تبدیل شده است.

و اما تا زمانی که سیاسیون و لیدرهای اجتماعی لرستان از تفکر عنکبوتی فاصله نگیرند نمی توان به رشد و توسعه در لرستان امیدوار بود هر چند که ممکن است به خاطر توان فردی و دلسوزیی افراد خاصی در چرخه مدیریتی و نمایندگی لرستان قرار گیرند و کارهای مثبتی در کوتاه مدت انجام دهند و رشد و توسعه لاک پشت وار ایجاد نمایند ولی رشد سریع لرستان نیاز به یک حرکت جمعی و عزم استانی با مشارکت همه ی گروه ها و انسان های توانمند و دلسوز دارد. زمان داد و فریادهای بیهوده در بهارستان و محافظه کاری و دادن آمارهای ساختگی از رشد و توسعه استان گذشته است، زمان فرستادن نمایندگانی با گرایش های تند سیاسی و مخالف با گرایش های سیاسی و اقتصادی دولت ها گذشته است، نظام به دهه اعتدال و پیشرفت رسیده است، زمان اتکا به عقل و خرد است، هر آنکس از نمایندگان و مدیران اجرایی گذشته و حال که تجربه ی مناسبی در توسعه لرستان دارند شایسته است که اجازه خدمت مجدد پیدا کنند و فارغ از بحث های روزمره اصلاح و اصول در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران و منافع لرستان، این دیار را از این وضعیت خارج نموده و هر چه سریع تر لرستان را به میانگین رشد و توسعه کشور نزدیک کنند. بویژه آنکه توافق با آمریکا و غرب بر سر مذاکرات هسته ای در شرف نهایی شدن است و پول های بلوکه شده قرار است به شکل سرمایه گذاری در چرخه توسعه و تولید قرار گیرد و لرستان سرزمینی بس بکر برای سرمایه گزاران خارجی و داخلی با مشارکت دولت می تواند باشد. سخن آخر اینکه لرستان از قافله قانون گذاری در مجلس و تصمیم سازی کلان در دولت ها بی نصیب مانده است، و برای جبران عقب ماندگی چند دهه ی گذشته باید هر چه سریعتر از دیدگاه عنکبوتی و فردگرایی فاصله بگیرد و اجازه دهد تا نخبگان صالح فارغ از هر گرایش سیاسی وارد عرصه ی مدیریتی و نمایندگی مجلس شوند تا با وضع قوانین مترقی و اجرای صحیح آن در لرستان بخشی از این عقب ماندگی را جبران نمایند.

راهکار اساسی خروج سریع لرستان از دیدگاه عنکبوتی و محفلگرایی تشکیل احزاب قدرتمند در کشور با حمایت حاکمیت است تا نخبگان بتوانند در قالب احزاب شناسنامه دار در راستای اعتلای لرستان گام بردارند.

به امید لرستانی توسعه یافته و سرافراز با مردمانی شاد