شرایط فعلی ایران بویژه بعد از پیروزی انقلاب حاصل کار دولت هایی با رویکردهای مدیریتی متفاوت است. هر کدام از ۸ دولت اول بعد از انقلاب به تناسب رویکردهای انقلابی، دفاعی، سازندگی و سیاسی و آزادی های مدنی توانسته بودند با توجه به رویکردهای خود نیروی انسانی را در بدنه دولت بعنوان مدیران کلان و میانی تربیت و بکارگیری نمایند.

با به قدرت رسیدن دولت احمدی نژاد، رویکرد جدیدی در عرصه مدیریتی کشور باز شد. تیم دکتر احمدی نژاد فاقد نیروی انسانی لازم برای هزاران پست مدیریتی در سطح مدیریت خرد و کلان کشور بود و اصولا او هیچ اعتقادی به نیروی انسانی دولت های قبل از خود که برای تربیت شان هزینه های فراوانی شده بود نداشت و لذا طیف ها و جریانات سیاسی مختلف حامی احمدی نژاد، بویژه اصولگرایان به فراخر نفوذ و لابی های خود توانستند سهمی در مدیریت کشور داشته باشند.

رویکرد جدید مبتنی بر لابی های محفلی، رفاقتی و فامیلی بنا شد. افراد فاقد رزومه و هویت سیاسی بصورت اتوبوسی در جای جای ارکان دولت نهم پیاده شدند و بنای یک سیستم مدیریتی کوتوله پرور نهاده شد. لوث کردن همه ویژه گی های مثبت از جمله مدارک عالیه دانشگاهی، نمادهای اخلاقی و ارزشی، تعهد و تخصص، نمود اصلی رویکرد مدیریتی آنها بود.

انسان های بسیار محافظه کاری که در فرآیندهای سیاسی- اجتماعی ظهور و بروز آشکار و مشخصی نداشتند، و نهایت حضورشان شرکت در مراسمات و راهپیمایی های مناسبتی آنهم برای نشان دادن خود بود همه جا را فرا گرفتند. این ساکتین مدیریت در واقع به مدیران کوتوله ای تبدیل شدند که ویژه گی های بارزشان حفظ موقعیت و ارتقاء خود به هر نحو ممکن بود. رویکرد کوتوله پروری در بدنه مدیریتی کشور تا حد زیادی نهادینه شد و هم اکنون به آفت بزرگی برای رشد و توسعه کشور تبدیل شده است. در زیر به بعضی از ویژگی های مدیران کوتوله می پردازیم.

۱- فاقد دانش و توانایی و شایستگی لازم هستند.

۲- مدیران پایین دستی خود را از میان افراد ناتوانتر از خود انتخاب می کنند.

۳- حفظ جایگاه خود را ، لابی با نمایندگان مجلس، نهادها و … می دانند.

۴- مانع رشد و ارتقاء پرسنل زیر مجموعه خود هستند و معیار ارتقاء افراد را میزان نزدیکی و وفاداری آنها برای ماندگاری بیشتر خود می دانند.

۵- ریسک پذیری بسیار کمی در انجام امور دارند و پاراف نامه های آنها جمله، “طبق مقررات” است.

۶- لابی گرهای خبره ای بوده و زندگی شان از رانت ها تغذیه می شود.

۷- بورس تحصیلی و ماموریت های پر سود دارند.

۸- هر روز در جلسات بی ثمر تشریف دارند، جلسه برای جلسه برگزار می کنند.

۹- حق امضاء آنها در هیات های مختلف فیش های حقوقی پر پیمانه است.

۱۰- مدیریت شان برای سیستم پر هزینه بوده و با پرداخت های هنگفت از جیب سیستم اقدام به برگزاری همایش های بی ثمر می کنند.

۱۱- مقدس معابی در وجودشان موج می زند. صف اول هر مناسبتی می‌نشیند و زاویه دید دوربین‌های تلویزیون را به خوبی شناسایی می کنند.

۱۲- خبرنگاران را اجیر، و علیرغم نداشتن وقت کتب و مقالات زیادی را به چاپ می رسانند.

۱۳- فضای رسانه های جمعی پر از بیلان کاری آنهاست.

۱۴- بیرق آنها بر پشت بام خانه‌شان افراشته، و جهت وزش باد را بخوبی حس می‌کنند.

۱۵- تشریفاتشان زیاد، و دیدارشان پر مشقت است.

۱۶- اگر در خطر عزل قرارگیرند نزدیکترین دوستان خود را قربانی می کنند.

۱۷- آمار پردازان و مستند سازان حرفه ای هستند.

۱۸- با ایجاد شبکه های مدیریتی بین بخشی، در امور استخدامی به داد و ستد پرداخته و بستگان خود را به راحتی مستخدم دولت می کنند.

۲۰- ساعات آخر شب زمان لابی آنها با نمایندگان مجلس است.

۲۱- اسپانسرهای خوبی برای انتخابات ها هستند.

۲۲- پرونده سازان حرفه ای برای رقبای احتمالی هستند.

۲۳- همزمان هم مدیر، هم دانشجو و هم استاد دانشگاه هستند.

۲۴- رزومه شان مزین به ریاست هیات های ورزشی است.

۲۵- برای دیدار مدیران بالادستی هدایای ارگانیک می برند.

 

رویکرد کوتوله پروری ساکتین مدیریت مانند بیماری مزمنی در بدنه مدیریتی کشور رسوخ نموده و به عادتی در مدیریت کشور تبدیل شده است. ساکتین مدیریت در دولت مشارکتی یازدهم به همان روش دوره احمدی نژاد توانستند موقعیت خود را حفظ و بعضا ارتقاء چند پله ای نیز پیدا کنند. در واقع یکی از دلایل اصلی رکود در زمینه های مختلف در دولت یازدهم وجود ساکتین مدیریت بود. با مشخص شدن رقبای انتخاباتی دکتر روحانی در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری، تلاش های ساکتین مدیریت در جلسات پشت پرده دوباره رونق گرفت، تا شاید دوره چهارساله ی دیگری را بر عمر مدیریتی خود بیفزایند، غافل از اینکه اینبار سایه ها محو و رویکرد دولت دکتر روحانی مطابق خواست اکثریت ملت خواهد بود.