این روزها همه جا بحث از اختلاس، فیش های نجومی، واگذاری های نجومی املاک و فساد در سیستم مدیریتی کشور است. نقدهای گوناگون گاها منصفانه و راهگشا و اکثرا بدون اطلاعات و اسناد موثق و در جهت تشویش اذهان عمومی جامعه، که متاسفانه گروه ها و طیف های سیاسی جهت تخریب یکدیگر به آن دامن زده و ناآگاهانه و کور در جهت سلب اعتماد عمومی جامعه پیش می روند. آنچه مسلم است این است که سیستم مدیریتی در ایران فساد ساز و فسادگستر است. اما این موضوع عطف بماسبق می شود و از انقلاب مشروطه تا کنون و حتی قبل از آن در بدنه حکومت های ایران نهادینه شده و به یک فرهنگ تبدیل شده است. این موضوع دارای عوامل و دلایل مختلفی است که نویسنده در حد بضاعت به تعدادی از آنها می پردازد.

🍀عامل نخست به قوانین گذشته و جاری کشور بر می گردد. قوانین کشور ما بعلت جامع نبودن و وجود تبصره های گوناگون زمینه را برای فساد فراهم آورده است که نمونه های آن از ابتدایی ترین مسائل گرفته تا مسائل کلان و کلیدی کشور بسیار است. اگر فیش های نجومی تازه پدیدار شده، اگر واگذاری املاک و زمین خواری بر ملاء می شود، اگر اختلاس های چند هزار میلیاردی بصورت قطاری پیدا می شود نباید تعجب کرد، اگر اختلاف در پرداخت حقوق کارکنان دولت اعم از شاغل و بازنشسته فاحش است، اگر بودجه های عمومی مناطق محدوم و برخوردار  بسیار متفاوت است، اگر اختلاف میان اشتغال در استان ها بسیار متفاوت است، اگر اختلاف بین درآمد صنوف مختلف در بازار آزاد بسیار متفاوت است، اگر با افزایش هر روزه کشفیات کالای قاچاق هنوز وارادات آن بیشتر می شود و اگر … حتما و حتما قانون راه را برای این پدیده ها باز گذاشته است. قوانینی که از انقلاب مشروطه و مجلس ملی تا مجلس دهم در جمهوری اسلامی ایران دائما در حال تغییر و تصویب اند.

🍀عامل دوم اجرای قوانین و اعمال سلیقه و دیدگاه مجری و تفسیر به رای او در اجرای قوانین است. اکثر دولت ها نگاه بالادستی به قوانین دارند و مایلند بر اساس منویات خود مجری گری کنند نه بر محور قانون و لذا خود عامل ایجاد انحراف و زمینه ساز فساد می شوند.

🍀عامل سوم در ایجاد کج راهه فساد دولتی به نظارت بر اجرای قانون باز می گردد که بر عهده مجلس و نمایندگان آن است ولی متاسفانه این مقوله نیز از مسیر خود منحرف شده و از دیر باز   بویژه بعد از انقلاب اسلامی ناظران بسیار علاقمند به اجرا شده و همواره با دخالت در عزل و نصب ها و مداخله های گوناگون در امور اجرابی وظیفه خطیر نظارت خود را فراموش نموده اند. عدم نظارت بر اجرای قوانین موجب انحراف بیشتر مجریان از قوانین و گاها لاپوشانی این انحراف ها شده و زمینه را برای  فساد بیشتر فراهم نموده است.

🍀عامل چهارم مفسده انگیز بودن سیستم مدیریتی در ایران به قوه قضائیه و عدم برخورد قاطع آن با مفسدان عرصه های مختلف بر می گردد. اگر قوه قضائیه با متخلفین و دستگاه های مختلف برخودی قاطع می نمود ما هم اکنون و هرگز شاهد این فساد های نجومی نبودیم. اگر بجای قطع دست دزد همسایه، دست دزدان بیت المال قطع میشد هرگز شاهد فضای مفسده انگیز دولتی نبودیم.

🍀عامل پنجم و اصلی فیلترینگ شدید و سلیقه ای حکومت ها در انتصاب مدیران و تائید یا رد صلاحیت ورودی های مجالس پیش و پس از انقلاب ها بوده است عاملی که تنوع افکار و عقاید و سلایق را از مجلس ها زدوده و معمولا مجالسی همگن و فاقد روح شجاعت، خلاقیت و  اندیشه را شاهد بوده ایم. هر چند گاهی افرادی شجاع و اندیشه ورز در میان آنها پیدا شده است ولی فریادهای آنها راه بجایی نبرده و نتوانسته اثر چندانی در رویه کلی مجالس داشته باشد، مجالسی دچار روزمرگی.

اما دو انقلاب بزرگ و چند کودتا در این کشور در صده اخیر اتفاق افتاده که زمینه ساز  آن انقلاب ها مبارزه با فساد لجام گسیخته بوده است. ولی فساد نه تنها کم نشده بلکه بیشتر و متنوع تر شده است و این یعنی نهادینه شدن فرهنگ فساد. به راستی چه باید کرد؟ حکومت چه وظایفی دارد؟ ملت چه وظیفه ای؟ در اینجا کاری به وظیفه حکومت نداریم، شاید در لابلای عوامل برشمرده شده ی فوق جواب این سوال مشخص باشد. آنچه مهم است صحبت از مردم و  رفتار آنها در مقابل مسائل مطروحه فوق است. واقعا چه کار باید کرد. این قسمتی است که من را بسیار نگران کرده است.

آنچه مسلم است آنست که مفسدین از خود ما و برخاسته از درون فرهنگ عمومی جامعه و حکومت ما هستند، وارداتی نیستند، در خارج درس فساد اقتصادی و دولتی نخوانده اند، شیطان بزرگ هم آنها را برای براندازی نظام سازماندهی نکرده است، این موضوع صرفا داخلی است. تولید خود خودمان، هر چند که شیطان بزرگ بسیار علاقمند به ادامه این روش مدیریتی و افزایش فساد در ایران تا براندازی حکومت و چپاول کشور است.

جامعه ی ایران در حال گذار به سوی دموکراسی با مولفه های خاص و بومی خود است و بسیار علاقمند است خود همه چیز را فارغ از تجربیات جوامع بشری دوباره تجربه کند و این بسیار هزینه ساز است.

آنچه که نگران کننده است این است که گذار بخوبی صورت نپذیرد و مانند انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی هم به جنگ فساد و ملت بینجامد و همه چیز نه تنها به سر خط نخست بلکه به سطرها قبل از آن برگردد، البته در بهترین حالت ممکن، چرا؟

زیرا امروز دیگر عرصه جولان فضای عنان گسیخته رسانه ای است. ایران کشتی آرام از درون مشوش منطقه است، منطقه ای که مرزهای انسانیت در آن سقوط کرده است. منطقه ای که به دلیل منابع عظیم انرژی و بازار مصرف محل منازعه بیش از پیش قدرت های جهانی شده است، منطقه ای که تنازعات دینی در آن عمیق و بسیار خطرناک است.

به نظر می رسد  با تمام مسائل و مشکلات سیستم حکومتی و مشکلات ایجاد شده برای مردم، همه ی آحاد ملت لازم است بر نکات مثبت آن از جمله امنیت کم نظیر، تکیه کنند و آرامش خود را با وجود تمام ناملایمتی ها حفظ کنند، و همانطور که تا کنون چند بار کشور را از شر و شرارت دولت های برانداز حفظ نموده اند کماکان استقامت و صبر پیشه کنند.

سلب اعتماد جامعه از حکومت بسیار خطرناک است، زیرا معلوم نیست انفجار انقلابی بدون حضور رهبریت واحد به کجا بینجامد، اگر انقلاب مشرطه و انقلاب اسلامی، رهبر و هدایتگرانی بسیار معتقد و هوشمند داشت، انقلاب آینده نه تنها رهبری نخواهد داشت بلکه عنانش در دست فضای رسانه ای و مجازی  خواهد بود که هرگز قادر به هدایت سیل ویرانگر هرج و مرج و کشت و کشتار داخلی نخواهد بود، سرنوشتی شبیه سوریه با صدها گروه سیاسی و متخاصم.

پس صبر کنیم، نقد منصفانه و هدایتگر داشته باشیم. از تکثیر اخبار غیر مستند که موجب تشویش اذهان عمومی می شود و اعتماد عمومی به حکومت را تضعیف می کند پرهیز کنیم. در دام گروه های قدرت طلب تمامیت خواه که حاضرند بخاطر منافع شخصی و طیفی خود سرنوشتی تلخ برای ملت رقم بزنند گرفتار نشویم.

گفتگو کنیم، گفتگوهایی سازنده با استفاده درست از شبکه های اجتماعی و بویژه فضای مجازی در چارچوب منطق، در جهت اصلاح  نظام و ایرادهای وارده بر آن، چرا که برای این نظام در صحنه بوده ایم، آنرا خود ایجاد نموده و خود با خون میلیون ها شهید پاک سرشت حفظ کرده ایم.

آنچه به آن می توان اعتماد کرد این است که سران نظام از فساد شخصی بری هستند ولی این بدان معنا نیست که روش مدیریتی آنها فساد خیز نیست، ما باید با تحلیل های روزمره به اصلاح روش مدیریتی و قانونگذاری اهل حکومت کمک کنیم، هر چند اینکار ممکن است زمانبر باشد ولی حتما مفیدتر خواهد بود.

به امید ایرانی آباد فارغ از دغدغه های کنونی با مردمی شاد