شهر ساختاری است که توسط یک پیکره زنده شامل شهروندان ساخته و شکل می گیرد. شهر محیط زندگی روزمره شهروندانیست که در هر لحظه روح و روان شان از آن متاثر می شود و زیبائی ها و ناهنجاری آن نیز متاثر از میزان نقشی است که شهروندان در ساخت آن بازی می کنند.

شهروندان برای داشتن زیستگاهی سالم، زیبا و امن دارای وظایفی هستند که عدم آگاهی و تعهد نسبت به آنها موجب چالش های جدی برای شهر و پیکره اجتماعی آن می شود. عمل به وظایف شهروندی نیاز به آگاهی شهروندان از حقوق و تکالیف خود دارد. عادت دادن شهروندان به انجام تکالیف خود و ساختن شهری مناسب نیاز به فرهنگ سازی توسط حکومت و تشکل های مردم نهاد و تمرین و تکرار تکالیف توسط آحاد جامعه دارد.

از طرفی شهر محل منازعه ارکان قدرت، احزاب، قومیت ها و طوایف، گروه ها و اشخاص مختلف برای دست یابی به قدرت و ثروتی است که شهروندان با رای و انتخاب خود در اختیار آنها قرار می دهند. در کشورهای توسعه یافته معمولا انتخابات شوراها بخشی از فرآیند تصاحب قدرت در کنار انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری است که همه احزاب با ارائه برنامه های خود به شهروندان سعی در جلب نظر اکثریت جامعه دارند. در کشورهای در حال توسعه ای مانند ایران به دلیل نبود ساختار حزبی با برنامه های مشخص، انجام فرآیند انتخابات با دشواری های خاص خود همراه است. هرچند که با تشکیل جبهه های سیاسی مانند جبهه اصلاح طلبان و اصولگرایان تلاش می شود مردم به سمت آنها اقبال پیدا کنند ولی به دلیل عدم ارائه برنامه ای مشخص از سوی جناح ها، بیشتر مردم در شهرها و بویژه شهرهای کوچک به سمت کاندیداها و ساختارهای محفلی، طایفه ای روی می آورند. این امر مشکلات فراوانی را برای مردم و کاندیداها ایجاد می کند که ممکن است سالیان سال تاثیرات آن بر جامعه شهری و خود کاندیداها باقی بماند.

همانطوری که گفته شد شهر شامل پیکره ای زنده به نام شهروندان است که دارای سلایق، علایق و تخصص های مختلفی هستند که جامعه برای یک همزیستی مسالمت آمیز نیاز به تمامی آنها دارد. بعنوان مثال هیچگاه در یک جامعه شهری نمی توان گفت جامعه نیاز به یک معلم، ورزشکار، نظامی، جامعه شناس، روان شناس، هنرمند، حقوق دان، مهندس با هر گرایش، استاد دانشگاه، پزشک و … ندارد. در واقع همه ی این اقشار بخشی از ساختار جامعه اند که برای زیستن در شهر تمایل به ایفای نقش دارند. اگر یک مهندس معماری و شهر سازی می تواند در طراحی مبلمان شهری نقش ایفا کند، یک نظامی می تواند در تامین امنیت و ارائه راهکارهای تامین امنیت شهروندان، یک روان شناس در مورد مسائل روحی و روانی جامعه، یک ورزشکار در مورد مسائل ورزشی و … برنامه ها و طرح های مناسبی را برای جامعه در شوراها تصویب و به اجرا درآوند تا جامعه در تمام ابعاد رشد یابد. ولی آنچه مسلم است با ساختار فعلی پارلمان شهری امکان حضور تمام تخصص ها در آن وجود ندارد. البته لازم به ذکر است که در مقاطعی از زمان به دلیل مشکلات خاص شهری مانند مسئله ترافیک، مبلمان شهری و … وجود تخصص های خاص در شورای شهر ضروری تر است ولی حضور این افراد هنگامی سودبخش خواهد بود که دارای فاکتورهای دیگری مانند تعهد و وسعت دید در نگاه به جامعه باشند.

جامعه ی ما به دلیل ساختار فرهنگی خاص خود، مملو از منیت، فردگرایی، قهرمان سازی، عدم تمایل به کار گروهی و تشکیلاتی و عدم تمایل به شور و مشورت است. در غیاب حضور احزاب برنامه محور با لیست های قوی و شناخته شده نباید انتظار تشکیل یک شورای همگرا، مشورت پذیر، هدفمند و فکور را داشت. هر چند که حضور تک ستاره ها گاها می تواند از ایجاد انحرافات در شورا جلوگیری کند ولی تجربه نشان داده است به دلیل همتراز بودن شان اعضاء و وجود خودمحوری در ساختار ذهنی آنها معمولاً  تک ستاره ها نیز راه بجایی نمی برند. اما این به معنی نا امید شدن شهروندان در دخالت در تعیین سرنوشت خود نیست. این بدان معنی است که کار شهروندان در انتخاب اعضاء شورا دشوارتر شده است.

سوال اینست که چه باید کرد؟ به نظر می رسد که شهروندان لازم است نگاه خود به شورای شهر را فراتر از تخصص کاندیداها دیده و بر دیدگاه ها، سوابق آنها در مدیریت ها و امور مختلف شهری و شهروندی، و تجربه های آنها در فعالیت های اجتماعی و گاها سیاسی متمرکز کنند. شهروندان باید با آگاهی از رفتار اجتماعی گذشته کاندیداها به افرادی رای دهند که فکور، با اخلاق، مشورت پذیر و دلسوز شهر و شهروندان باشند. شکی نیست که افرادی با این خصوصیات با هر تخصص، شغل و رشته تحصیلی می تواند با تشکیل یک گروه از مشاوران در حوزه های مختلف شهری خدمات ارزنده ای را به شهروندان ارائه نمایند.

در انتخاب خود دقت کنیم.