جوانان موتور محرکه تحولات اجتماعی و جریان های سیاسی ایران هستند. آنجا که محافظه کاری پیشکسوتان و سیاسیون راه را بر جریان و فرآیندهای تحولخواه می بندد، این جوانان هستند که با ریسک پذیری بالا و خطر کردن دل به دریا زده و مرزهای محافظه کاری را می شکنند. در واقع بار بزرگ اصلاح طلبی و تحولگرایی در ایران از زمان مشروطه تا کنون بر دوش جوانان وطن بوده و متاسفانه کمتر از نتایج مثبت آن بهره مند شده اند. این مشکل تاریخ معاصر جوانان ماست که در واقع مشکلی اساسی در فرآیند حرکت رو به جلو ایران اسلامی بویژه بعد از انقلاب اسلامی سال ۵۷ است. در واقع انقلابیون سالخورده در هر دو جناح هنوز به قدرت و خرد جوانان در اداره کشور باور پیدا نکرده و یا منافع آنها اجازه حضور جوانان در عرصه های مدیریتی را نمی دهد.

به بیان دیگر می توان گفت، تا حدود زیادی آنها نگاه ابزاری به جوانان داشته و تا این نگاه عوض نشود تحول عمده ای در راستای توسعه و رشد همه جانبه در کشور رخ نخواهد داد.

در حقیقت وجود وزرا، استانداران، و مدیران میانی که یکبار بازنشسته شده و در دور دوم خدمت ۳۰ ساله اند، و توان جسمی، فکری و عوامل انگیزشی در روح و روان بسباری از آنها تحلیل رفته است دیگر نمی تواند انتظار تحول و تحولگرایی داشت.

به نظر میرسد وقت آن است که دولت دوازدهم، قدرت جوانان را همانند آنچه در زمان انتخابات بکار گرفت، در مدیریت های کلان و میانی بکار گیرد تا یکبار برای  همیشه بیماری محافظه کاری و تنبلی را از بدنه بیمار مدیریت کشور خارج کند. بزرگان انقلاب هم که دل در تداوم انقلاب و رشد همه جانبه ایران دارند، لازم است نقش راهبردی و رهبریت خود را ایفا نموده و انرژی خود را بر نظارت و هدایت جوانان صرف کنند.

به امید آن روز که تدبیر و امید در کنار جوانی قرار گیرد.