فساد به معنای هر پدیده ای است که مجموعه ای را از اهداف و کارکردهای خود باز دارد و موجب نقض قوانین موجود شود. فساد سوء استفاده از قدرت برای رسیدن به اهداف شخصی یا گروه خاص است. فاسد با نقض قوانین از مردم و منابع عمومی می دزدد، در امور شخصی و گروهی به مصرف می رساند و اعتماد عمومی را از بین می برد. فساد بیماری مسری است که با سرایت از سازمانی به سازمان دیگر کارایی سیستم را مختل نموده و در نهایت منجر به  فروپاشی سیستم سیاسی حاکم می شود.

فساد در دو وجه سیاسی و اقتصادی بیشتر خود را نشان می دهد. در اغلب موارد فساد سیاسی منشاء فساد اقتصادی می شود. در فساد سیاسی با ابزار سیاست و قدرت، بعضی از قوانین رانتی وضع شده و آدم های ویژه را در سیستم ایجاد می کند. ویژه شدن آدم ها در عرصه سیاست و اقتصاد و نبود شرایط لازم و کافی قانونی برای هدایت آنها موجب اعمال سلیقه های فردی شده و زمینه ساز فسار سیاسی و اقتصادی می شود.

در حوزه اقتصادی، فساد مالی فعالیت های سرمایه گذاری را از شکل مولد به رانت تبدیل نموده و موجب ایجاد سازمان های مافیایی در درون سازمان های دولتی می شود و با کاهش رقابت، بازار آزاد را به ورطه سقوط سوق داده، موجب کاهش سرمایه گذاری و در نتیجه سقوط رشد اقتصادی سیستم می شود.

فساد گاهاً بصورت جمعی با اهداف گروهی و منطقه ای رخ داده با وضع قوانین ناقص فرآیند بودجه ریزی کشور را به شکل ناعادلانه ای توزیع و منجر به توسعه نامتوازن مناطق مختلف کشور می شود. گروه ها و ویژه خواران با لابی در لایه های مختلف قانونگذاری ترکیب مخارج دولت ها را عوض نموده و با هدایت آن به سمت حوزه های دلخواه به سودهای نجومی دست پیدا می کنند.

عوامل اصلی ایجاد فساد ضعف قانونگذاری و عدم استقلال قوه قضائیه یک کشور است. قوانین ناقص، افراد فاسد، دستگاه اداری فاسد، حلقه ها و شبکه های فاسد را ایجاد نموده، حقوق و آزادی های انسانی را تهدید و قابلیت های فردی و اجتماعی را نابود می کند و روح عدالت پروری و اخلاق مداری را از انسان ها می گیرد. ضعف قانونگذاری ریشه در مجلس ناکارآمد دارد و مجلس ناکارآمد حاصل اعمال دموکراسی نیم بند و ناقص است. در یک سیستم مردم سالار مردم از طریق  مجلس و رسانه های آزاد بر عملکرد سیستم حاکمیتی نظارت نموده و درصد خطا و فساد آن را کاهش می دهند.

هر گاه فساد سیستمی شود و جامعه برای مدت زیادی با آن سرکار داشته باشد، مردم به مرور به آن عادت نموده و به بخشی از فرهنگ عمومی جامع تبدیل می شود. در این صورت دیگر انگیزه ای برای مبارزه با فساد در درون جامعه و به تبع آن سیستم حاکمه باقی نمانده و فساد روز به روز گسترش خواهد یافت، به گونه ای که حتی اگر مردم به این نتیجه برسند که از طریق تغییر این سیستم از زندگی بهتری برخوردار خواهند شد به اقدامی بر علیه آن دست نخواهند زد. در این حالت اصطکاک میان لایه های مختلف قدرت درگیر در فساد به تدریج زیاد شده و در نهایت سقوط سیستم سیاسی حاکم را در پی خواد داشت. نتیجه نهایی تباهی ملت و از هم گسیختگی کشور خواهد بود.

برای جلوگیری و مبارزه با فساد برنامه های ذیل توصیه می شود:

  • ایجاد ساز و کار انتخاباتی که حاصل آن تشکیل مجلسی توانمند باشد.
  • وضع قوانین دقیق و شفاف که مجری نیازی به تفسیر آن نداشته باشد.
  • نظارت دقیق و پیوسته بر اجرای قوانین
  • تدوین قوانین مناسب برای عزل و نصب مدیران
  • بر خورد قضایی شفاف و جدی با نقض کنندگان ریز و درشت قوانین
  • گسترش رسانه های آزاد و ایجاد جریان آزاد اطلاعات
  • تغییر رویکرد بودجه ریزی کشور بر اساس ظرفیت ها و پتانسیل های مناطق مختلف کشور
  • توجه ویژه به مقوله آموزش سیستم اداری کشور و اصلاح فرهنگ سازمانی
  • ایجاد مشوق های قانونی برای کشف فساد
  • ایجاد شرایط لازم برای شفافیت مالی ارکان مختلف حکومت و مدیران و نمایندگان
  • اصلاح سیستم پرداخت حقوق و دستمزد
  • اصلاح ساختار اداری و کوچک‌سازی و کارآمدسازی دولت

 

*چاپ شده در روزنامه سراسری شاخه سبز www.shakhesabz.ir